با یه قامت شکسته
با نگاهی مات و خسته
سرشو برده تو شونش
یه نفر تنها نشسته
توی تنهاییش یه درده
جای پای قلبی سرده
گل سرخی بوده اما
دیگه پژمرده و زرده
فارق از دیروز و فرداش
غرقه تو دریای درداش
حسرتش یه عشق نابه
که وفا کنه به عهداش...
نظرات شما عزیزان:
[